فرهنگسرای خانواده

سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان

امروز: شنبه 1398/6/30

بلندپرواز و دم‌دمی‌مزاج، کنجکاو و راحت‌طلب نوجوانی، این است!
 

بلندپرواز و دم‌دمی‌مزاج، کنجکاو و راحت‌طلب نوجوانی، این است!


کودک و نوجوان - آثار نوجوانان- روز نوجوان که می‌شود، ما هم احساس نوجوانی می‌کنیم و بیش‌تر به یاد نوجوانی می‌افتیم. البته ما که هر روز یاد نوجوان‌ها و نوجوانی هستیم، اما این روزها بیش‌تر یاد نوجوانی می‌افتیم؛ یاد تعریف‌ نوجوانی، ویژگی‌های نوجوانی، بازیگوشی‌های نوجوانی، مشکل‌های نوجوانی و این‌چیزها.


بعد هم تصمیم می‌گیریم گوشی تلفن را برداریم و زنگ بزنیم به دوستان نوجوانمان و از آن‌ها بپرسیم: چه خبر از نوجوانی؟ همین چند سال پیش مینا صیادی به این پرسش‌های ما پاسخ داد و امسال خودش این پرسش‌ها را درباره‌ی «ویژگی نوجوانی»، «مشکل نوجوانی» و «شیطنت‌ نوجوانی» با شما مطرح کرد.

ویژگی نوجوانی:

* نوجوان‌ها دوست دارند همه‌چیز را تغییر بدهند، به قهرمان تبدیل شوند و از سین جیم شدن خوششان نمی‌آید.

طوبی خارستانی از تهران

* فراز و فرودهای احساسی از ویژگی‌های ما نوجوان‌هاست.

شهرزاد یزدی‌پور از تهران


* نوجوان‌ها بلند‌پروازتر از بزرگسال‌ها هستند.

عمید شیخ از تهران


* ما نوجوان‌ها غیرقابل پیش‌بینی هستیم و زندگی را جدی نمی‌گیریم.

سیده زینب حسینی از پاکدشت


* مهم‌ترین ویژگی نوجوان‌ها، تنوع‌طلبی است.

آناهیتا ثاقب از ساری


* نوجوانی، دوره‌ی احساسات متضاد، شکوفایی استعدادها و مدام سردوراهی قرار گرفتن است.

مهشاد ترابی از سنقر


* ویژگی نوجوان‌ها، انگیزه‌ی بالاست.

صبا باقری از تهران


* نوجوان‌ها هیجان را دوست دارند، می‌خواهند پاسخ سؤال‌هایشان را یک‌شبه پیدا کنند.

فاطمه صدیقی از تهران


* تجربه کردن چیزهای جدید و سؤال‌های بی‌جوابی که ذهنمان را مشغول می‌کند.

فاطمه سلامی از اهواز


* نوجوان‌ها، استقلال‌طلب هستند.

سارا عیش‌آبادی از بم

 


همشهری، دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۱۰

هانیه راعی از دماوند


مشکل نوجوانی:


* منبع خوبی برای پیدا کردن پاسخ سؤال‌های بی‌شماری که در ذهنمان است نداریم.

زینب برومند از تهران


* آن‌ها عجولانه و بدون فکر کردن به عاقبت کار تصمیم می‌گیرند.

شادی کردبچه از تهران


* نوجوان‌ها، زود تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند.

مریم دانشور از تهران


* نوجوان‌ها دم‌دمی مزاج هستند و احساساتشان ناپایدار است.

فاطمه کردبچه از کرج


* گیر کردن بین کودکی و جوانی از بزرگ‌ترین مشکلات ماست.

غزل محمدی از تهران


* درک نشدن از طرف والدین و ترسی است که از آینده دارند.

ساحل رفائی از تهران


* ما معمولاً در ارتباط با پدر و مادرهایمان دچار مشکل می‌شویم و با هم تفاهم کامل رنداریم.

پرتو اخوان از تهران


* نوجوان‌ها شعارزده هستند. بیش‌تر حرف می‌زنند تا عمل کنند.

فاطمه ترجمان از تهران


* از مشکلات نوجوان‌ها، قاطعیت نداشتن در تصمیم‌گیری‌هایشان است.

زینب برهانی از تهران


* برنامه‌ریزی برای آینده سخت است، چون بسیار مبهم و غیرقابل پیش‌بینی است.

پریسا قصری از تهران


* بزرگ‌ترین مشکل ما کمبود تفریح است، برای همین به فضای مجازی رو می‌آوریم و درنتیجه رابطه‌ی اجتماعی‌مان ضعیف می‌شود.

سارا یزدی‌زاده از کاشان


* نوجوان‌های هم‌نسل من، راحت‌طلبند و زیر بار مسئولیت نمی‌روند.

مرضیه کاظم پور از پاکدشت


* مشکل بزرگ نوجوان‌ها، شلختگی و بی‌حوصله‌ بودنشان است.

کیمیا محمددوست از رشت


* بزرگ‌ترین مشکل، پیدا کردن هویت خودمان است. این‌که من همانی هستم که بقیه فکر می‌کنند یا خودم فکر می‌کنم.

ساجده آقابابایی از رشت


* پدر و مادرها بچه‌ها را جدی نمی‌گیرند.

نیکو کریمی از دماوند


* در نوجوانی، استرس و نگرانی برای درس‌ها و فشار کنکور زیاد است.

مهسا کردزنگنه از اهواز


* کمبود امکاناتی مثل امکانات ورزشی و فرهنگ‌سرا‌ها.

زهرا رحیمی از شهریار


 


همشهری، دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۱۰


محمدرضا خندان از تهران


شیطنت نوجوانی:


* یک‌بار من و چند تا از دوستانم برای فرار از امتحان به اتاق مشاوره رفتیم، وقتی برگشتیم متوجه شدیم که معلممان از همه امتحان گرفته و از ما یک نمره کم کرده.

زهرا علی‌هاشمی از تهران


* یک‌بار با دوستانم در راهروی مدرسه با بطر‌ی نوشابه، مسابقه‌ی فوتبال راه انداخته بودیم که باعث شد از نمره‌ی انضباط همه‌مان کم شود!

زهرا فیض‌اللهی از قزوین


* وسط امتحان، کف دستم را که خالی است نگاه می‌کنم و مراقب فکر می‌کند دارم تقلب می‌کنم.

کتایون صمدی از تهران


* در مدرسه هر بار وسایل یکی از بچه‌ها را جایی پنهان می‌کردیم و وقتی دنبالشان می‌گشت، تماشایش می‌کردیم.

فاطمه پرکاری از تهران


* یک‌بار خاله‌ام برای خانه‌تکانی به کمک ما آمده بود و داشتم ظرف‌های عتیقه را می‌شستم. من هم شیطنتم گل کرد و ظرف آب را روی سر خاله‌ام ریختم! می‌دانستم که کاری از دستش برنمی‌آید.

مریم رضائی از تهران


* برای لغو کردن امتحان با دوستم یک دعوای الکی راه انداختم و آن‌قدر طولش دادم تا امتحان کنسل شد!

زهرا نورانی از تهران


* خیلی شیطان نیستم، اما گاهی برای این‌که واکنش خنده‌دار بعضی‌ها را ببینم، به آن‌ها خبر غیر‌واقعی می‌دهم!

هما خرمی از شاهرود


* شب امتحان ریاضی بود، اما کتاب جدیدی خریده بودم و می‌خواستم بخوانمش. آن شب تا دیروقت کتاب خواندم و فردا صبح خودم را به مریضی زدم و مدرسه نرفتم!  شانس آوردم که معلم مجدداً از من امتحان گرفت.

راضیه چنگیز‌نائین از شاهین‌شهر


* من و دوستانم در راه بازگشت از مدرسه از یک کوچه رد می‌شدیم و هر دفعه باهم زنگ‌های یک آپارتمان را می زدیم و همه باهم می‌گفتند بله.

فاطمه احمدی از تهران


* یک‌بار میز معلممان شکسته بود و ما تصمیم گرفتیم که به او نگوییم. معلممان آمد و وسیله‌هایش را روی میز گذاشت و همه‌‌شان روی زمین پخش شدند!

شفق مهدی‌پور از تهران


* شیطنتی که همیشه می‌کنم، لغو کردن امتحان‌ها به بهانه‌های مختلف بوده است.

فاطمه ابوالفتحی از نهاوند


* یکی از دوستانم از سوسک می‌ترسید. یک روز که معلممان نیامده بود، یک سوسک پلاستیکی در کفش دوستم انداختم. وقتی دید، داد و فریاد راه انداخت و بعد از فهمیدن ماجرا کلی به واکنش خودش خندید.

سارا سلیمانی از ملارد


* یک‌بار نمره‌ام را در کارنامه‌ام عوض کردم و کسی متوجه نشد.

سروش محمدی از تهران


* با ناظم شوخی می‌کنیم و به سوتی‌های معلم‌های جدی‌مان می‌خندیم.

عفت داوودآبادی از داوودآباد


* وقتی بچه بودم، از پارک گل کندم. مادرم دعوایم کرد و گفت: الآن مادر این گل ناراحت است که بچه‌اش را کندی. من هم راحت گفتم: الآن می‌روم مادرش را هم می‌چینم که دیگر ناراحت نباشد.

زینب سبزعلی از تهران


* تابلوی کلاسمان شیشه‌ای بود. یک روز دست یکی از بچه‌ها به آن خورد و ترک برداشت. ما هم وقتی کلاس چهارمی‌ها تعطیل بودند، به سختی تابلو را باز کردیم و با تابلوی آن‌ها عوض کردیم. آن‌ها هم از ترس این‌که قضیه گردنشان بیفتد، چیزی نگفتند.

شبنم اختری از رباط‌کریم


* یک معلم عربی بداخلاق داشتیم که خیلی بچه‌ها را اذیت می‌کرد. من که سردبیر نشریه‌ی ماهانه‌ی مدرسه بودم، در یک شماره شعری انتقادی در وصف ایشان سرودم که باعث شد تا آخر سال با من لج کند.

بهناز برق‌گیر از تهران


* وقتی زنگ تفریح می‌خورد، در کلاس را می‌بستیم و نمی‌گذاشتیم بچه‌ها تو بیایند. بچه‌ها می‌گفتند خانم ناظم آمده تا در را باز کنیم. یک‌بار ناظم واقعاً آمده بود، اما ما باور نکردیم و در را باز نکردیم و بعد که متوجه شدیم، ناظم کلی دعوایمان کرد و از انضباطمان کم کرد.

محدثه عابدین‌پور از چهاردانگه


* هر سال یک روز اعضای شورای مدرسه در نقش مدیر و معاون و معلم‌ها قرار می‌گیرند تا موقعیت واقعی‌شان را تجربه کنند. مدیرمان گفته بود که ما را اردو نمی‌برد. آن روز من در نقش مدیر بودم و گفتم قرار است اردو برویم. وقتی مدیرمان به سمت اصلی‌اش برگشت، در عمل انجام‌شده قرار گرفت و مجبور شد ما را اردو ببرد!

گلنوش اسماعیلی از کنگاور

چگونگي انتقاد از نوجوانان

 از ويژگي هاي عمده نوجواني کسب شخصيت ( تشخص طلبي ) است . به طور کلي شخصيت جنبه بيروني و اکتسابي دارد ، در حالي که منش جنبه ذاتي و دروني دارد . « نوجوان دوستدار کسب شخصيت است »

براي رسيدن به مرحله کسب شخصيت بايد دو اصل حاصل شود : 1) انجام مهارت ها و دارا بودن توانمندي هاي خاص در برخورد با ديگران

2) پذيرفته شدن اين مهارت ها از سوي پدر و مادر و اطرافيان

برخي نوجوانان مرحله اول را طي مي کنند ولي اگر خانواده و اطرافيان و مراجع قدرت او را نپذيرفتند ، دچار عدم تعادل رواني مي شود .

 اگر به نوجوان کمک نکنيم و او را کنترل ننمائيم ، اثرات سقوط بسيار خطرناک و غيرقابل جبران خواهد بود. ولي برخي مسيرهاي زندگي هموارتر است که در آن بايد به کنترل دورادور نوجوان اکتفا کرد و اجازه داد خودش طي طريق کند. سپس يک حالت متناوب از نظارت و آزادي دادن به نوجوان بايد در زندگيش باشد.

در جهت کسب شخصيت بايد از دو راه به نوجوان کمک کرد : - روش کسب مهارت ها و توانائي ها را بياموزد .

- به زبان و رفتار به او بفمهمانيم که او را پذيرفته و درک کرده ايم و شخصيت او قابل پذيرش و احترام است و ما او را به عنوان يک انسان در حال کمال قبول داريم . در انتقاد از نوجوان دقت کنيم که تمام شخصيت آنها را مورد حمله قرار ندهيم و تنها آن قسمتي را مورد سؤال قرار دهيم که نتوانسته وظيفه اش را درست انجام دهد. هرگز نبايد به نوجوان يا هر شخص ديگر بگوئيم : تو لياقت نداري و به درد هيچ کاري نمي خوري زيرا با اين جمله تمام حيطه وسيع شخصيت او را مورد حمله قرار داده ايم . روي هم رفته هر انسان داراي نقاط مثبت و منفي شخصيتي است و براي مطرح کردن انتقاد بهتر است نخست چند نقطه مثبت او را متذکر شويم سپس اشاره به نقطه منفي نمائيم .

اگر ناگهان و بدون مقدمه شروع به انتقاد کنيم و اين انتقاد را به تمام شخصيت نوجوان گسترش دهيم انتقادمان ويرانگر و مخرب خواهد بود .

آلپورت مي نويسد : انتقاد از ديگران در حکم جراحي شخصيت است . جراح رواني کسي است که از ويژگي هاي رواني نوجوانان کاملاً آگاهي دارد و روش صحيح انتقاد را مي داند . تشويق به جا و انتقاد صحيح و درست مي تواند انسان را متحول نمايد .

براي مرحله دوم يعني پذيرش شخصيت از طرف پدر و مادر و اطرافيان چه کنيم ؟ مي توان با زبان اين پذيرش را در نزد دوستان و اقوام و خانواده بيان کرد. مي توانيم با عمل به او ثابت کنيم که شخصيت او را پذيرفته ايم ، براي رسيدن به اين هدف بايد او را به عنوان مشاور در خانواده به خودمان نزديک کنيم . حضرت پيامبراکرم (ص) فرمودند : پس از 14سالگي با فرزندتان مشورت کنيد.

بايد در مسائل مختلف نظر نوجوان را پرسيد و نبايد فکر کرد که در اثر مشورت ، نوجوان گستاخ مي شود. نوجوانان ثابت کرده اند که اگر به آنان اعتماد کنيم ، براي حفظ اعتماد و تقويت آن دست به هرکاري مي زنند که خودشان را شايسته نشان دهند .

حضرت علي (ع) با عبارت زيبايي در اين زمينه رابطه تکريم شخصيت و غلبه بر گناهان را بيان فرموده اند: کسي که شخصيتش مورد احترام ديگران قرار گرفت ، لغزش ها و شهوت ها در نظرش بي ارزش مي شوند.

« دومين ويژگي دوره نوجواني ، استقلال طلبي نوجوانان است » نوجوانان به دليل اين که خودشان را در آستانه يک انسان کامل شدن مي بينند، علاقه به کسب استقلال در زندگي دارند.

در انتقاد از نوجوان دقت کنيم که تمام شخصيت آنها را مورد حمله قرار ندهيم و تنها آن قسمتي را مورد سؤال قرار دهيم که نتوانسته وظيفه اش را درست انجام دهد. هرگز نبايد به نوجوان يا هر شخص ديگر بگوئيم : تو لياقت نداري و به درد هيچ کاري نمي خوري زيرا با اين جمله تمام حيطه وسيع شخصيت او را مورد حمله قرار داده ايم .

اين استقلال از نظر اقتصادي و مالي مطرح مي شود. نوجوانان مي خواهند براي خودشان درآمدي هرچند اندک داشته باشند. اين علاقه به تملک و استقلال نسبي با خصوصيات نوجوانان کاملاً هماهنگ است. کسي که ظرف دو و سه سال آينده وارد اجتماع خواهد شد و نقش يک فرد بالغ را ايفاء خواهد کرد بايد خودش را براي اين جهش آماده کند .

نوجوان مي بيند که به زودي از خانواده جدا مي شود و بنابراين بايد درآمد نسبي براي خودش داشته باشد تا بتواند قطع وابستگي از خانواده کند و در ضمن بتواند لياقت خود را ثابت کند. اين مسائل باعث نگراني نوجوان در اين دوره مي شود که آيا من مي توانم بدون وابستگي به خانواده زندگي کنم ؟ و ...

از اين رو استقلال نسبي که نوجوان با تمام علاقه به دنبال آن مي رود ، شامل عدم دخالت پدر و مادر در کليه مسائل نوجوان مي شود. يعني نوجوان اگر احساس کند ، شما در تمام مسائل او دخالت مي کنيد در مقابل شما جبهه گيري مي کند و عکس العمل منفي نشان مي دهد و رنجيده خاطر مي گردد. برخورد صحيح با نوجوان اين نيست که ما در تمام مسائل او دخالت کنيم .

برخي از مسيرهاي زندگي در فرداي نوجوان چنان است که اگر به نوجوان کمک نکنيم و او را کنترل ننمائيم ، اثرات سقوط بسيار خطرناک و غيرقابل جبران خواهد بود. ولي برخي مسيرهاي زندگي هموارتر است که در آن بايد به کنترل دورادور نوجوان اکتفا کرد و اجازه داد خودش طي طريق کند. سپس يک حالت متناوب از نظارت و آزادي دادن به نوجوان بايد در زندگيش باشد.


•    نام مقاله : ضرورت آموزش مهارت‌هاي زندگي به نوجوانان

كنارآمدن با فشارهاي زندگي و كسب مهارت‌هاي فردي و اجتماعي، همواره بخشي از واقعيت زندگي انسان بوده كه در ادوار متفاوت زندگي او به اشكال گوناگون تجلي يافته.در دوره كودكي، تعارض ‌ها جلوه چنداني ندارند، اما با افزايش سن و هنگام مواجهه با دشواري‌هاي ويژه سنين نوجواني و جواني، كشمكش‌هاي دروني و محيطي بيشتر تظاهر پيدا مي‌كنند. همزمان با رشد جسماني و رواني، انتظار جامعه و خانواده نيز از فرد نوجوان و جوان افزايش مي‌يابد به طوري  كه آنها مي‌پذيرند به سبب زندگي اجتماعي، بخشي از تمايلات خود را محدود كنند و در چارچوب هنجارهاي اجتماعي و گروهي قرار گيرند.

در اين راستا نوجوانان و جواناني كه شيوه‌هاي صحيح رفتاري را فرا نگرفته باشند و مهارت‌هاي لازم را در جهت تطبيق خود با خانواده و جامعه نياموخته باشند، با آسيب‌هاي جدي و متعدي روبه‌رو خواهند شد و در صورتي كه رفتارهاي ضداجتماعي در آنها شكل گرفته و از خود واكنش‌هاي منفي بروز دهند، آسيب‌هاي روان‌شناختي در شخص و انحرافات و ناهنجاري‌هايي را در جامعه سبب خواهند شد.


متاسفانه افراد يك جامعه همواره در مسير بهنجار رشد رواني و اجتماعي قرار نمي‌گيرند و به دلايل گوناگون، تعداد زيادي از نوجوانان و جوانان، توان دريافت محرك‌هاي بيروني و ايجاد توازن بين محرك‌ها و انگيزه‌هاي دروني خود را ندارند و بدين ترتيب رشد موزون و همه‌جانبه كه هدف اصلي تعالي انسان به طور كامل و نسبي است، تحقق نمي‌يابد. در اين ميان هر چه جامعه پيچيده‌تر و ارتباطات بين فردي و اجتماعي وسيع‌تر گردد، تعارض‌هاي دروني و محيطي بيشتر شده كه به سرگشتگي و آشفتگي در افراد بي‌توان مي‌انجامد.


اعتياد به سيگار، الكل و مواد مخدر، پناه بردن به انواع داروهاي اعصاب و روان، رفتارهاي متنوع و پيچيده جامعه ستيزانه و انواع اختلالات رفتاري، رواني و عاطفي محصولات چنين فرآيندي است.


 آموزش مهارت‌هاي زندگي (life skills) با اهداف تعميق باورها و رفتارهاي ديني شامل اعتقادات، عبادات و احكام اسلامي– تقويت مهارت‌هاي اجتماعي زندگي و جامعه‌پذير كردن نوجوانان و جوانان (مسئوليت‌پذيري، مشاركت‌جويي، سازگاري و غيره...) تقويت مهارت‌هاي زندگي فردي (تصميم‌گيري، خلاقيت و تصميم‌گيري، پژوهشگري و...) تقويت روحيه علاقمندشدن به جلوه‌هاي هستي، طبيعت و محيط‌زيست توام با گسترش شادابي و نشاط در زندگي افراد، امروزه مورد تاكيد صاحبنظران تعليم و تربيت نوجوانان و جوانان است.

 چنانچه آنها به اين مهارت‌ها منجر شوند، از بسياري نابساماني‌ها و انحرافات به دور خواهند بود.


 روانشناسان اين مهارت‌ها را در عمل و براساس برنامه‌ريزي‌هاي پژوهشي مدنظر قرار داده و براي اثبات آن تعاليم الهي شواهد عيني ارائه كرده‌اند. آنان به اين نتيجه رسيده‌اند كه بسياري از اختلالات و آسيب‌ها، در ناتواني برخي نوجوانان و جوانان در تحليل خود و موقعيت خود ريشه دارند.

 حال كه نمي‌توان مانع تغييرات و پيچيدگي‌هاي جامعه و گسترش روابط اجتماعي و بين‌فردي افراد شد، راهي جز آماده كردن نسل نوخواسته براي روبه‌رو شدن با موقعيت‌هاي دشوار زندگي جديد باقي نمي‌ماند و با اين استدلال آموزش مهارت‌هاي زندگي با حمايت سازمان‌هاي ملي و بين‌المللي براي پيشگيري نوجوانان و جوانان از بيماري‌هاي رواني و كج‌روي‌هاي اجتماعي در سراسر جهان در سطح مدارس آغاز شده است.


بروز مشكلات رفتاري و اختلالات رواني، مداخله مستقيم و فوري را ضروري مي‌سازد كه در اين شرايط مداخله عبارت است از افزايش قدرت سازگاري افراد، بالا بردن ظرفيت‌هاي اجتماعي و فردي آنان در برنامه‌هاي اصلاحي، كه هدف آن ارتقاي ظرفيت روان‌شناختي نوجوانان و جوانان است. اين امر مهم و ضروري  از طريق آموزش مهارت‌هاي زندگي جامه عمل مي‌پوشد.