فرهنگسرای خانواده

سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان

امروز: پنج شنبه 1396/5/5
تاریخ   1394/3/9   | تعداد بازدید   1973   | |

خانواده و بهداشت جنسی
 


.به نظر من آموزش بهداشت جنسی بایستی از نوجوانی شروع بشود. نوجوان ایرانی در ۱۵ سالگی همه چیز را می‌داند،

منتها همه این آگاهی بر اساس اطلاعات غلط و نادرستی است که سالهاهم در او نفوذ می‌کند.

 

دخت ایران: تنها راه آموزش بهداشت جنسی از طریق برگزاری کلاس و کارگاه آموزشی است؟

خیر.سی‌دی‌های آموزشی، برنامه‌های رادیویی، صدا و سیما که می‌تواند خیلی موثر باشد. کتاب  و جزوه هم می‌تواند کمک

کند، اما بین اینها سی‌دی می‌تواند خیلی موثر باشد.

 

دخت ایران: البته برنامه آموزشی صدا و سیما این مشکل را دارد که نمی‌تواندمحدودیتی برای مخاطب قائل باشد و تنها گروه آموزشی هدف را پای برنامه بنشاند.

بله؛اما سه سطح آموزشی وجود دارد. ۱- پیشگیری از بیماری، ۲- درمان بیماری، ۳- بازتوانیبیمار. رسانه می‌تواند در آموزش سطح

یک، یعنی در پیشگیری در بیماری، آگاهی‌ لازم رادر اختیار مخاطبین قرار بدهد. مثلا آگاهی در این زمینه که اگر شما مردی

هستید که تمایلات زنانه دارید، «اوا خواهر» نیستید، بلکه این قضیه یک اتفاق روانی است.

فرهنگی که مردم  بدانند این بیماری محسوب می‌شود، نه یک انحراف. و برای بیماری باید به پزشک مراجعه  کرد. درست مثل

اینکه نسل امروز دیگر اعتیاد را بیماری می‌داند، نه یک بی‌بندوباری وبزه.


مثل اینکه زمان پیامبر خانمی به ایشان گفت که می‌خواهد ازدواج کند. پیامبر در مسجد پرسید چه کسی  حاضر است با این زن

ازدواج کند و سه نفر دست بلند کردند. در واقع قضیه آنقدر راحت بوده،نه مثل فرهنگ ما که همه چیز کاملا پیچیده و لایه‌لایه شده

است.

 

دخت ایران: به نظرتان رابطه جنسی چند درصد بر امنیت خانواده نقش دارد؟

درصدی نمی‌توانم عرض کنم. سن و سال ازدواج خیلی مهم است. در ازدواج‌های زیر ‌سی‌سال، این سهم خیلی بالاست، اما

سنین بالاتر شاید سهم کمتری داشته باشد. عامل دیگر هم که تاثیردارد، دانش و سطح سواد افراد و شیوه زندگی آنهاست.

یعنی اگر در زندگی غیر از رابطه جنسی، مسافرت، موسیقی کلاسیک، هنر، گفتگو، ادبیات و رمان هم حال مرا خوب کند و

فازهیجانی به من بدهد، دیگر همه تخم‌مرغ‌ها در سبد سکس قرار نمی‌گیرد. در واقع شیوه زندگی  فرد تعیین می‌کند که چقدر

سکس در زندگی‌ آنها اهمیت دارد.

 

دخت ایران: اگر قرار باشدچند اولویت‌ مواردی که سلامت خانواده را تهدیدمی‌کند نام ببرید آنها کدام‌ها هستند؟ آیا سکس هم جز این اولویت‌‌ها قرار می‌گیرد یاخیر؟

بله.سکس جز اولویت‌ها قرار می‌گیرد. به نظر من مهارت‌های والدی خیلی مهم است. معمولا سال‌های اول زندگی مشکل

تطابق و سازگاری و... وجود دارد؛ اما چند سال که می‌گذرد، بچه‌ها بحران  می‌شوند. بنابراین یکی از عواملی که در سلامت

خانواده و بحران‌زدایی نقش مهمی دارد،آموزش مهارت‌های والدینی است. بهداشت جنسی که ۱۰۰% جزو این موارد است.

اولویت بعدی هم به نظرم شخصیت‌شناسی است. افراد باید تیپ شخصیتی و ویژگی‌های شخصیتی خودشان را بشناسندو

بدانند جزو کدام گروه قرار دارند. منظورم تیپ‌های شخصتی معروف دنیاست. اگر این رابدانند، متوجه سطح توقع و انتظارات

خودشان می‌شوند.

مثلا زن تیپ آتنا اگر با همسرش تماس بگیرد و او پاسخگو نباشد، با خودش فکر می‌کند که حتماسر کار است، یا در حال رانندگی

است و یا جلسه دارد، اما فرضا زن آفرودیت سریع فکر می‌کندکه همسرش با کس دیگری است و نمی‌خواهد با او صحبت کند.

اگر افراد چیستی خودشان را بشناسند،متوجه می‌‌شوند که این تیپ شخصیتی آنهاست که موجب این طرز تفکر شده است.

شخصیت‌شناسی به تعبیری همان خودشناسی است. خودشناسی که فقط از میان کتاب‌های "المراقبات" در

نمی‌آید.خودشناسی در دنیای مدرن این است که من بدانم کجاها آدم عوضی و خودشیفته‌ای هستم و به دیگران جراحت

می‌زنم.

 

 دخت ایران: شما به عنوان فردی که مشاوره هم زیاد داده است، بیشترین عاملی را که باعث تزلزل خانواده شده چه می‌دانید؟مثلا رابطه جنسی بوده، مشکلات مالی بوده یا اختلافات فرهنگی، اجتماعی.

 من بیشتر تدریس می‌کنم و مراجعینم هم جزو افراد خاص  جامعه و نخبه هستند، می‌توانم راجع به این گروه که بیشتر سر و کار

دارم دسته‌بندی کنم.«ریشه در سنت داشتن، سر شاخه در مدرنیته داشتن.» در واقع فرد هم می‌‌خواهد سنت را حفظ  کند،

هم ‌فارسی‌وان را داشته باشد، هم جمکرانش را از دست ندهد! یعنی ملغمه‌ای که همه چیز را داشته ‌باشد و این شدنی

نیست. الگویی هم وجود ندارد که به فرد ارائه شود و اوبا آزمون و خطا جلو می‌رود.

به نظرم اختلافات فرهنگی کلمه‌ کلیشه‌ای است؛ شاید فرهنگ ناقص اسم خوبی باشد. آن فرهنگ هنوزساخته نشده است.

مثلا پسر تحصیلکرده است، همسر تحصیلکرده‌ای را هم انتخاب کرده که می‌خواهداو هم کار کند. اما سنت هنوز پابرجاست.

یعنی مرد نمی‌‌خواهد که زن هر کاری هم بکندو رویش هم نمی‌شود که این را بگوید... من وقتی از دانشجویان سوال می‌کنم که

آیا اجازه  کار به همسرشان می‌دهند، جواب مثبت می‌دهند. اما دنبالش ادامه می‌دهند: «کار کند، امابه وظایف اصلی‌اش هم

برسد.» مگر می‌شود که مرد همکاری نکند و زن بتواند هم به همه کارهای منزل برسد، و هم بیرون از منزل، پا به پای مرد، کار

کند؟

متاسفانه فقر فرهنگی بیداد می‌کند. دختران و پسران ۲۵ تا ۳۵ سال، که هم سری در اینترنت دارندو زندگی جاهای مختلف دنیا

را می‌بینند و هم می‌خواهند در سنت و باورهای دینی خود باقی بمانند، نمی‌توانند همه اینها را با هم جمع کنند.

مسایل جنسی را در مراجعینم به کرات دیده‌ام، نکته دیگری که زیاد دیدم، بی‌تعهدی است. مثلاطرف با کارمندش صمیمی

است. این بی‌تعهدی هست یا نه؟ مثلا خانمی می‌گفت شوهرش همه جادنبالش است تا بتواند مچش را بگیرد. یا خانمی که اگر

همسرش بخواهد منشی هم عوض کند،باید خبردار باشد و تایید کند. این مسایل به کرات بین خانم‌ها و آقایان، هر دو، وجوددارد.

 

دخت ایران: میان حرف‌هایتان از فارسی ۱ نام بردید، نظرتان در مورد این شبکه و تاثیرش روی خانواده چیست؟

بسیاربد! من در قزوین از وجود این شبکه خبردار شدم. در آنجا که اتفاقا شهر مذهبی هم هست،کارگاه شخصیت‌شناسی داشتم

که یک آقایی بلند شد پرسید «شخصیت ویکتوریا چیه؟!» وقتی پرسیدم چه سریالی هست، کدام کانال پخش می‌کند، دیدم همه

می‌خندند. بعد در تهران این شبکه رادیدم. سریالهای این شبکه مدام جامعه کودک را تبلیغ می‌کند.

البته اینها خروجی‌های فرهنگی‌شان است، قطعا خودشان چنین جامعه کودکی ندارند. نمی‌شود کره‌ای که هفتمین سازنده

اتومبیل جهان است و صنعت قوی‌ دارد، اینقدر جامعه کودک باشد، به نظر من اینها خروجی‌های آنهاست.یا حداقل تیم رسانه‌ای

رابرت مردوخ، صاحب شبکه فارسی وان، آن چیزی را انتخاب کرده که مناسب کشورهای جهان سوم باشد.

مگر مامی‌توانیم با چهاردیواری و چند تا سریال ضعیف جلوی تب سریال‌های پرطرفدار آنها را بگیریم.اتفاقا در این سریال‌ها مثلا

ویکتوریا، خیلی بی‌اخلاقی ظاهری و پوشش نامناسب و عریانینشان نمی‌دهد. یعنی سیاست شبکه به گونه‌ای است که خانواده

ایرانی بدون اینکه فرزندشررا از پای تلویزیون بلند کند، همه در کنار هم بدون نگرانی فیلم را تماشا می‌کنند. وپیام این سیاست

این است که این شبکه مستقیما «خانواده» را هدف قرار داده است.


از آنجاکه هیچ گربه‌ای برای رضای خدا موش نمی‌گیرد، به نظر من کسی مثل مردوخ که این همه رسانه و ملیاردها ملیارد دلار در

دست دارد، لنگ بازار ساده نیست. اما در هر حال، این هم یک نوع مارکت است. حداقل در آینده می‌تواند ادعا کند که در ایران یک

شبکه میلیونی داردو به این قیمت آنرا می‌فروشد.

از اینهابگذریم چرا در ۵ سریالی که پخش می‌شود، در همه آنها خیانت نشان می‌دهد؟ رابطه نامشروع  زن شوهردار و مرد زن‌دار با

افراد دیگر، بدون هیچ محدودیت سنی. مثلا زن ۵۰ ساله عاشق پسر ۲۲ ساله می‌شود و از این امثال که می‌شود ریشه‌یابی کرد

که پای مسایل فرهنگی درمیان است. یک‌جور عادی‌سازی که القا کند این مسایل خیلی هم مهم نیست.


متاسفانه شبکه‌های داخلی هم با این وضعیت اصلا نمی‌توانند با آنها رقابت کنند. مثلا یک برنامه‌ای مثل تصویر زندگی ۱۰ سال

است که روی آنتن است؛ حالا عین همین برنامه را در همه شبکه‌ها،فقط با اسم متفاوت می‌بینیم.


متاسفانه همه کپی‌برداری‌های ضعیف است. در تبلیغ سریالی مثل ۲۴ می‌بینید که نوشته آدرنالین، یعنی سریال را تزریق

می‌کند. در هیچ جای ایران،سریال‌ها نمی‌توانند با اینها رقابت کنند، مناطق آذربایجان که معمولا سریال‌های ترکیه‌ای می‌بیند،

حواشی جنوب، سریال‌های عربی و نواحی مرکزی هم که غالبا ماهواره می‌بینند.اتفاقا سریال‌هایی مثل ویکتوریا و خانه مد با

کمترین هزینه‌ها ساخته می‌شود، ولی بیشترین تاثیر را می‌گذارد. برعکس، در آمریکا سریالی در مورد خانواده ساخته می‌شود که

آنقدرمحتوای آن حرفه‌ای است که در کتابهای مرجع علمی روانشناسی به این سریال استناد شده است.


                                                                                    http://http://www.dokhtiran.com/dialog/1389_02_01/000114.php

دخت ایران: آقای دکتر شیری ! خیلی ممنونیم که با حوصله با ما صحبت کردید.